تبليغاتX
شرق

سلام...

سلام به همه ي پيران عرصه ي وبلاگ!...

مدت مدیدی است که از جمع شما دورم و به سبب این دوری کسالتی بر من مستولی گشته است رقت بار!!.... باری غرض از نوشتن مجدد، دریافت روحیات روحانی از جانب شما پیران و شیوخ است!... یقین داریم که با ارتباط مجدد با شما، به حول قوه الهی! کسالت رفع شده و روز به روز بر شادیمان افزون می شود!...

----------------------------------

داریم که الخیر فی ما وقع... انشالله که خیری بوده در اینکه مدتی نبودیم!

------------------------------------

به مناسبت تصفیه در کابینه دکتر احمدی نژاد:

اندک اندک جمع مستان می رسند!!

-----------------------------------

باز هم من و احمدی نژادم!:

سلام بر رئیس محبوب و تلاشگرم... حاج آقا ! درخواستی را مطرح می کنم که به نظر بارهاست که مطرح شده!... احتمالا عبدالله جاسبی را که می شناسید؟!... دیر زمانیست که بر صندلی ریاست تکیه زده و کسی را قدرت برکناری او نیست!... برای تنوع هم که شده مقدمات برکناری اش را فراهم آورید!.. لااقل فشار رو بیشترش کن!!...همین!... قربونت!... محمد!...

-----------------------------------

اعادة!:

مزرع سبز فلک  دیدم  و داس  مه نو

                              یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو

گفتم ای بخت بخسپیدی و خورشیددمید

                              گفت با این همه از سابقه نومید مشو

گر روی  پاک و مجرد چو مسیحا به فلک

                            از  فروغ تو  به  خورشید  رسد  صد پرتو

----------------------------------------------------

لینک: پاسخ به دکتر سروش ..... بشیر و نذیر!

----------------------------------

تا بعد...

 

 

نوشته شده توسط محمد اکبرزاده در ساعت  | لینک  | 

 

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی 

                                           شب  و روز  در  خیالی  و  ندانمت  کجایی

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم

                                          دگری  نمی​شناسم  تو  ببر  که  آشنایی

من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت 

                                         برو  ای  فقیه  و  با ما  مفروش  پارسایی

.....

 

نوشته شده توسط محمد اکبرزاده در ساعت  | لینک  | 

سلام...

وبلاگ نویسی برای ماها که پیر این دیر شده ایم نیاز به بهانه دارد!... خیلی از همدوره ای های من دیگر دست و دلشان به نوشتن نمی رود، مگر اینکه مطلب آماده ای در اختیار باشد یا عکسی و خبری و برنامه ای!!(مگه غیر همدوره ایهات چه جوری وبلاگ می نویسن؟!)

بگذریم!.... یکی از اون بهونه ها واسه نوشتن یه بازی بود به اسم یلدا بازی!... که شما باید ۵ تا از ناگفته هاتون رو بگید!.... همه ی اینها رو گفتم تا بگم که یکی از کارهای مورد علاقه ام نشستن پای خاطرات فرماندهان جنگه!.... مخصوصا از نوع محسن رضایی اش!...عملیات خیبر!.... شنیدنش البته جذابتر از خواندنش است!....

---------------------------------------------

 امیدوارم کلمنته برای تیم ملی برگردد چون پرسپولیس باید با قطبی قهرمان شود!

----------------------------------------------------

سخنرانی جدید:

درباره تفاوت تجربه های پیامبرانه و تجربه های عارفانه می گویند که پیامبران بر خلاف دیگران در تجربه های شخصی خود فرو نمی روند و این تجربه ها را در اختیار دیگران قرار می دهند... برای مثال: عبدالقدوس گانگهی(از عارفان هندی) گفته بود: پیامبر به معراج رفت، و برگشت... من اگر بودم بر نمی گشتم!...

احتمالا من هم اگر می رفتم برنمی گشتم!...

---------------------------------------------------

شعر امروز:

اگر تو  فارغی  از حال دوستان  یارا             فراغت از تو  میسر نمی شود  ما را    

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش        بیان کند  که چه بودست نا شکیبا را   

بیا که وقت بهار است تا من و تو به هم       به  دیگران  بگذاریم  باغ  و صحرا  را 

تا بعد...

نوشته شده توسط محمد اکبرزاده در ساعت  | لینک  | 

 

 

هر کس به چیزی عشق ناروا ورزد، نابینایش می کند، و قلبش را بیمار کرده، با چشمی بیمار   می نگرد، و با گوشی بیمار می شنود. خواهش های نفس پرده ی عقلش را دریده، دوستی دنیا دلش را میرانده است، شیفته ی بی اختیار دنیا و برده آن است و برده ی کسانی که چیزی از دنیا در دست دارند.

 

 نهج البلاغه. خطبه۱۰۹

نوشته شده توسط محمد اکبرزاده در ساعت  | لینک  | 

 

امین حیایی هم بازیگر خوبیست!

 

نوشته شده توسط محمد اکبرزاده در ساعت  | لینک  | 

 

 نه اغراق است،نه تظاهر است است، و نه مثل خیلی از نظراتم متزلزل و خدشه پذیر!...

من به اینکه امام خمینی مرد خدا بود اعتقاد قلبی دارم....

نمی دانم چه لزومی داشت که این را بگویم؟....

می گویند: عشقهای مجازی آرامش دائمی به همراه ندارند، اساسا به کار بردن واژه عشق برای محبتهای زمینی خیانت به واژه عشق است.... عشقهای زمینی هیچگاه نمی توانند ظرف وجود آدمی را پر کنند و این است دلیل عدم آرامش!...

عشق مختص نامحدود است.... این عشق به خداست که سکینه و طمانینه و آرامش مطلق برای آدمی می آورد... آرامش و طمانینه و عدم تنازع نشانه پرشدن ایمان و عشق به خدا در وجود آدمی است...

انصافا این آرامش را میشد به زلالی آب، در رفتار امام خمینی دید...

 

پ.ن: هر برداشتی که دلتان می خواهد بکنید... مسئولیتش به گردن خودتان!...

 

نوشته شده توسط محمد اکبرزاده در ساعت  | لینک  | 

 

یادش به خیر!... اولین بار که با محیط وب و چت کردن آشنا شدم، میرفتم توی یه سایتی به اسم  bedehi.com  برای چت!...  اسمم هم گذاشته بودم: غریبه...  همیشه بعد از سلام این شعر از شادمهر رو می نوشتم: قصه ی دل کندن من، از حضور یه غریبه  .... سرگذشت روزگار سوت و کور یه غریبه .... میگذرم از تو که اون غریبه ای، اون که تنهاییم و زیر پا گذاشت......  البته اون زمان من عشقم ممد اصفهانی بود!... باز هم یادش به خیر!...

اینا رو گفتم که بدونید ما مخالفتی با موسیقی پاپ نداریم!! محتواست که می ماند!...(اینجاست که آدم بعد از مدتها سکوت، مجبور میشه جواب جفنگیاتت رو بده!... آخه تو کی هستی که بخوای با موسیقی موافقت یا مخالفت کنی؟!... برو عمو!.. برو دهنم و وا نکن!!)

 

 

نوشته شده توسط محمد اکبرزاده در ساعت  | لینک  | 

 

درس قرآن  از حسین آموختیم

وز پیامش شمع جان افروختیم

 

                                       ای صبا، ای پیک دورافتادگان

                                       اشک ما را  تا  مزار او رسان

 

 

نوشته شده توسط محمد اکبرزاده در ساعت  | لینک  | 

 

             با یوسفش مقایسه کردم، نگار گفت

                          او شاه مصر باشد و این شاه عالم است

 

            باشد قرار و وعده ی ما جنت الحسین 

                           دنیا  برای  سینه زدن  جایمان کم است

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط محمد اکبرزاده در ساعت  | لینک  | 

 

         

 

                       هدف، به روزرساني بود، كه به حمدالله انجام شد!

 

  تا بعد...

نوشته شده توسط محمد اکبرزاده در ساعت  | لینک  |