سلام......
احتمالا بعد از اين غيبت طولانی انتظار يک مطلب جذاب و ويژه را می کشيديد؟!...... (آه! خدای من! ....... از کدوم انتظار حرف ميزنه؟!)........
بی خيال انتظار!..... ما همان پراکنده گوی سابقيم! اصلا هم ويژه نشديم!..... ويژه خودتونيد و ميرزاپورتون!......
فردوسی پور: ((خداحافظ جام جهانی و شايد خداحافظ ايوانکوويچ!!))....... و حتمآ خداحافظ آقای دادکان!.......
آقای دادکان! هيچ وقت ادبيات زيبای شما، مدير روابط عموميتون و رئيس کميته داوريتون! رو فراموش نمی کنيم!..... با خداحافظيتون جمع رو خوشحال کنيد!!.
--------------------------------------------
پيش بينی عجيب اما دوست داشتنی!: فرانسه قهرمان می شود. (هر چی باشه زيدان و هانری مسلمونن!)......
----------------------------
نماينده اردبيل: دولت نهم چاپلوس پرور است![]()
حداد عادل: مجلس نسبت به گرانی ها حساس است![]()
و يک خبر مهم!: فرمانده ناحيه مقاومت بسيج شيراز منصوب شد!
-----------------------------------
به افتخار حسين عزيز!....... عين القضاة:
دريغا عشق فرض راه است همه کس را. دريغا اگر عشق خالق نداری عشق مخلوق مهيا کن تا قدر اين کلمات تو را حاصل شود. دريغا از عشق چه توان گفت، و از عشق چه نشان شايد داد و چه عبارت توان کرد! در عشق قدم نهادن کسی را مسلم شود که با خود نباشد و ترک خود بکند و خود را ايثار عشق کند. عشق آتش است هر جا که باشد جز او رخت ديگری ننهد. هر جا که رسد،سوزد و به رنگ خود گرداند.
------------------------------------------
شعر امروز:
آن دوست که عهد دوستداری بشکست
می رفت و منش گرفته دامن در دست
می گفت که بعد از اين به خوابم بينی
پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست
تا بعد.....
سلام.........
در مورد قضايای اخير و آذری زبان ها، دوستان حرفه ای ما تحليلهای جالبی داشتند. اونها اين قضايا رو به باز شدن يک زخم کهنه تشبيه کردند. زخمی که عزيزان، سالها با آن ساخته بودند........ اما چگونه يک کاريکاتور ساده اين زخم کهنه رو باز کرده؟!.... پيش از اين رفتارهای به مراتب رکيک تری هم صورت گرفته بود اما هيچکدومش باعث اين همه سر و صدا نشده بود.
نمی دونم چه کسانی در قضايای پيش اومده نقش اصلی را دارند اما می دونم اين آدمها آدمهای قابل اعتمادی نيستند........
و در پايان! بياييد قضيه را ترکی حلش کنيم!........
----------------------------------------------------------
بخش ريشخند!:
------------------------------------------------
شعر امروز:
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سريم
گفتی ز خاک بيشترند اهل عشق من
از خاک بيشتر نه، که از خاک کمتريم
تا بعد....
ما از شرقيم!....
گرچه در همه چيز گرايش به غرب ديده مي شود! اما ما بسان بزرگانمان! بر خلاف جهت آب شنا مي كنيم!.......... درسته كه عنوان اوليه مون توي پرشين بلاگ برگرفته از روزنامه شرق بود اما اين دليل نميشه كه ما از اين روزنامه خط و مشي بگيريم!.... همچنين اين دليل نميشه كه ما اعتبارمون رو از شرق گرفته باشيم!.....
(آه خداي من!.. از كدوم اعتبار حرف ميزنه؟!)
----------------------------------
در مورد روزنامه ايران و رفتار اخير دوستان! هيچ چيزی به ذهنمون نميرسه!........ فقط ميدونيم که اين قضيه به زودی ختم به خير ميشه!............... مگه اينکه بخوان قضيه رو ترکی حلش بکنن!!.......
(شرق۵ توبيخ شد!.... نويسنده اش هم تاديب شد!!.......... به زودی توقيف می شود، انشاالله!)
---------------------------------------------
صلح برای همه بر پايه عدالت و معنويت!![]()
---------------------------------
در مورد رويکرد جديد گليمچه ايها نسبت به تضعيف آقای احمدی نژاد به شدت معترضم!........
حالتونو می گيريم!!!.........
(چاپ مجدد!: الهی، پاچه خواران را درياب!)
---------------------------
شعر امروز:
عاشقان را شادمانی و غم اوست
دست مزد و اجرتِ خدمت هم اوست
غير معشوق ار تماشايی بود
عشق نبود هرزه سودايی بود
تا بعد......

