ميگم: اونقدر از مقبوض بودنمان احساس انزجار کرديد و ما را تشويق به نوشتن، که ما شرممان آمد ننويسيم!!...(بازار گرمی به روش دولت نهم!!)
به غير از يکی دو نفر مابقی دوستان هم همچين منبسط نيستند!.... ما به اميد دوستان می آييم!.. بايد تغيير کنيم!..(اگه يه نفر هم باشه که بخواد جمع رو تغيير بده، يقين بدون که اون شخص تو نيستی!!)..... ببين پرانتز جون! ديگه تا الان بايد فهميده باشی که هيچ جايگاهی بين مخاطبان شرق نداری! پس اينهمه نخود شدن چرا؟!؟!... (حيف که زمان مخاطبان و دوستانم برام با ارزشه، وگرنه جواب سختی بهت ميدادم!)....
---------------------------
اطلاعيه: انصار حزب ا.. در حمايت از اقدامات نيروی انتظامی عليه مفسدان و بدحجابان راهپيمايی برگزار می کند. زمان: جمعه، بعد از پايان نماز جمعه رئيس: سردار الله کرم!
--------------------------------------------
هم يادی از سعدی بشود هم يادی از اجل!:
دست و پا بريده ای هزارپايی بکشت. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت سبحان الله! با هزارپای که داشت، چون اجلش فرا رسيد از بی دست و پايی گريختن نتوانست.
-------------------------------------------------
شعر امروز:
خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
جانا به حاجتی که تو را هست با خدای
آخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
تا بعد...
قبض همچنان با ماست!... يکی ما رو منبسط کنه!.... داريم به ذرات زير اتمی تبديل ميشيم!!.
(بسه ديگه بابا !!... يه چيز جديد بگو!... اول سالی حالمون رو بهم نزن!...)
ما اينيم! تا بسط نياد نمی نويسيم!!......
(حيف شد!!)
