از تاثير تلقين که مطلعيد؟!..... خوب پس همه چيز مشخص شد!..... اونقدر از شرايط آرمانی و حضور قريب الوقوعش حرف زديم که کم کم باورمون شد که يه شرايط آرمانی هم وجود داره! .........ميشه بهش رسيد!... اصلا ما بهش رسيديم!... فقط اميدوارم عنصر آرمان راديو اکتيو نباشد!....
(برگی از دفتر خاطرات يک روان شاد!)
----------------------------------------------
چاپ مجدد: عزيزی را گفتند دلت چه خواهد؟ گفت: آنکه دلم هيچ نخواهد!
---------------------------
برای دلم!......... ميتونيد نخونيد!
می توان سروش را دوست داشت و درکنارش از مصباح نيز آموخت! ......
ره توشه: راه کسب حضور قلب، تمرين و ممارست و درک حضور خداست: اينکه انسان پيوسته خود را در محضر خدا و مانوس با او بيابد، چرا که اگر کسی با خدا انس گرفت، هرگز از سخن گفتن با او و شنيدن کلام او خسته نمی شود. چون عاشق هر چه بيشتر با معشوق خود باشد و با او سخن بگويد تشنه تر می گردد.
توضيح: واقعيت اينه: از اونجايی که آدم سست ايمانی هستم، همواره در پی صحبتهای تاثير گذار ايمانی هستم، تا بلکه اين دل ناپاکم به مدد تاثير اين حرفها صيقل يابد و عمق وجودم از ايمان لبريز بشود...... اين است راز اينکه مصباح و سروش در نظرم يکسانند!.... کاری به رفتارهای سياسيشان ندارم! کاری به برداشتهای متفاوتشان از معارف دينی ندارم! در نظر خودخواهانه من! فقط ايمان آنها و کلام آنهاست که مهم است..... مهم اين است که جان مخاطبانشان مجددا خدايی شود!... فقط همين!.....
----------------------------------------------
اختصاصی برای حسين! و البته مهربانو...
.................................. .
.................................................... .
فقط بياييد!
--------------------------------
(پيشنهاد: آرمان زياديش خوب نيست!)
پرانتز راست ميگه!... از اونجايی که اينجا دمکراسی بيداد ميکنه، ما حرف پرانتز رو به گوش جان نيوش می کنيم و احساس آرمانيمان را تقليل می بخشيم تا باعث رنجش خلق نشويم!....
(ملالت کلامت را با لطافت خداحافظی ات بزدای!)
بدون شعر
تا بعد....
