اصلا فکرش رو نمی کردم واسه به دست گرفتن کرسيهای شورای شهر اين همه هزينه بشود!... يا للعجب!.... بزرگترها چقدر به جيب زدند؟!..... آخه چرا؟ (برا تو که بد نشد آدم تک خور!!)
-------------------------------
الحمدلله حالمان خوب است..... کيفمان کوک است!.... وبلاگ می نويسيم..... موسيقی گوش می کنيم..... به رو به رو نگاه می کنیم و مربا می خوريم!!.........(خدا هچکس رو جو گير نکنه! به خصوص از نوع مهران مديريش!).....
اونقدر بدم مياد از اينها که ميان خاطرات بی مزه شون رو واسه همه تعريف ميکنن! بعد هم پيش خودشون فکر می کنند که بقيه هم خوششون اومده!... آخه استاد رياضی۲ اومد نمرات ميان ترم رو اعلام کرد از ۶ شدم ۴!(تقلب ديگه!!)... آخه ميدونی! اين هفته هم زمين شناسی دارم، هيچی نخوندم!.... نميشه استاد رو بپيچونيم؟!..... جمع ميشيم ميريم پيشش ميگيم نگيره!!.... استاد باحاليه! قبول ميکنه!.....(بس است!)... نميشه؟!..(بس است!!)... ادای مهران مديری رو در مياری؟!..(بس است!!!).......
==========================
از عزيز دلم، آ.م: چه آرامش و لذتی بالاتر از اينکه عبد ذليل در حضور معبود عزيز قرار گيرد و جان آلوده ی خويش را در زلال صحبت او تطهير و روح پر تلاطم خود را با ذکر آن يگانه آرام کند. اين بهترين و برترين ثمره شيرين دعاست.......
دوستانتان فراموش نشوند....
تا بعد....