به هر جون کندنی بود تمومش کردم!... امتحانات رو ميگم!.....
يه دلبری داريم به اسم ميثم ترکمانزاده! تو کرمان مشغول سازه خوانی است! دعا کنيد بتونم مثل اون درس خون بشم!.....
اختصاصی: حاج ميثم، از کتابخونه بيا بيرون!.....
---------------------------------
برگرديم به روال خودمون......
اون بحث شکستن نفس رو که يادتونه؟!..... اميدوارم به جاهای خوبی برسيد!.... اميدوارم امير نفستون بشيد، نه اسيرش!!.....(موعظاتت تموم نشد؟!)....
---------------------------------
ابراز تجربه: بسيار قزوين ببايد رفت، تا پخته شود خامی!...
اختصاصی۲: گلیمچه! وبلاگی که رفته رفته فرش می شود!......(بی مزه!)...... حدس ميزدم بی مزه باشه!!
---------------------------
در راستای گوجه....
آرزوهای جديد!: کاش اونقدر پول داشتم تا می تونستم هر روز اُملت بخورم!
--------------------------------
مظفرخان گونه: خداحافظی می کنيم!..
بر می گرديم!
