به نظرم یه دوره‌ای هم به آدم میگذره که باید اسمش رو گذاشت دوره خاموشی!

این دوره 2 جنبه داره:

جنبه اولش اینه که آدم غرورش رو میگذاره کنار و می‌فهمه که هیچ چیز جدیدی برا گفتن نداره!!
جنبه دیگه‌ش هم اینه که خاموشی باعث میشه آدم احساس خفگی کنه! و این خفگی خیلی بده! اونقدر بده که با اینکه می‌دونی هیچی برا گفتن نداری بازم می‌نویسی!!


پ.ن1: از لحاظ قبض و بسط مثلا!
پ.ن2: گر برانند و گر نبخشایند/ ره به جای دگر نمی‌دانیم


از سعيد حداديان:


باز دلتنگ زنگ مدرسه‌ام

دنگ دنگی که می‌شود پرو بالم

حسرت مشق‌های ننوشته

لذت بیست‌های اول سال

مزه تلخ ترکه‌های انار

مزه ترش زالزالک کال...

...قصه لاک پشت و مرغابی

می‌توان پر کشید بی‌پر و بال

قصه‌های کلیله و دمنه

مکر روباه و حیله‌های شغال

شب باران صدای چکه سقف

صبح برفی بدون چکمه و شال...

پنج نكته پيرامون هيس دخترها فرياد نمي زنند:

 ۱- هاليوود 2- پيكان! 3- زن چادري 4- تجاوز 5- سن تكليف:

1-   كساني كه فيلم زياد ديده اند تصديق مي كنند كه هيس! تقليدهاي ناشيانه اي از فيلمهاي هاليوودي دارد. صحنه هاي مربوط به بازجويي، صحبتهاي وكيل با متهمي كه نميخواهد حرف بزند، پيدا كردن عكسهاي قديمي از دختراني كه مورد تجاوز قرار گرفته اند در كانال كولر منزل خلافكار، پيگيري نامزد و وكيل متهم در ساعت هاي پاياني قبل از اعدام، بارها و بارها در فيلمهاي مشابه هاليوودي به شكل جذاب تري ارائه شده است و ديدن صحنه هایي با چند درجه پايين تر از ورژن اصلي، مخاطبان فيلم باز را اذيت مي كند!

2-   به دليل رعايت نكردن برخي ظرايف، فيلم در بعضي از صحنه ها شديدا در ذوق مخاطب ايرانيش مي زند. براي مثال سكانسهايي از فيلم كه به 15 سال قبل مربوط مي شود فاقد طراحي صحنه، طراحي لباس، دكور و... متناسب با 15 سال پيش ايران است. اين نكته ظريف شديدا به مخاطب طعنه مي زند و اين سوال را در ذهنش ايجاد مي كند كه آيا كارگردان حوصله طراحي صحنه و لباس را نداشته؟!... يعني براي فيلم و مخاطبش ارزش قائل نبوده؟!...

شايد فكر كنيم كارگردان براي دور نشدن مخاطب از موضوع اصلي فيلم تعمدا اين ظرايف را ناديده گرفته است اما اينگونه نيست! كارگردان سعي كرده فضاي 15 سال پيش را براي مخاطبش ايجاد كند استفاده از دوربين عكاسي قديمي با قابليت چاپ عكس فوري! (وسيله اي كه در فيلمهايي هاليوودي زياد ديده ايم!) نشان دادن اتومبيل پيكان و شلوار لي خمره اي! همه و همه تلاش مصنوعي طراحان صحنه فيلم براي نمايش 15 سال پيش ايران است! كه در كنار نمايش پارك جديدالتاسيس و مزون عروس به سبك جديد و دكوراسيون به سبك جديد خيلي تناسب ندارند!

از اينها كه بگذريم رفتار هم سلولي هاي متهم فيلم بسيار مصنوعي است! همه آنها با هم براي مظلوميت متهم گريه مي كنند آن هم به شكلي مصنوعي!... و البته همه آنها در روز اولي كه متهم به زندان مي رود به صورت مصنوعي تيكه مي اندازند تا به اصطلاح نماد يك زن زنداني باشند!

3-   زن هاي خوب و با فهم و شعور فيلم چادري نيستند اما زندان بان خشك و متعصب و نچسب فيلم چادري است. آدمهاي پولدار و منطقي فيلم چادر ندارند اما زن خلافكار اصلي فيلم كه 27 تجاوز و آزار كودك در پرونده دارد چادري است!

4-   اما نكته مثبت فيلم به تصوير كشيدن هنرمندانه زشتي و پلشتي تجاوز به عنف و آثار مخرب آن است. مخاطب عميقا نسبت به اين سوء رفتار موضع مي گيرد. خانواده ها به خودشان مي آيند. والدين نسبت به فرزندانشان (نه فقط كودك، كه نوجوان و جوانشان) حساس تر مي شوند.

5-   شايد فيلم به صورت ناخواسته يكي از دلايلي كه دخترها در 9 سالگي به سن تكليف مي رسند را بيان مي كند. اينكه دختر 8 و 9 ساله فهمش به اندازه يك پسر 15 ساله است موضوعي اثبات شده است. از اين رو آثار سوء رفتار در اين سنين بر روي دختران بسيار مخرب تر است. پس عادت دادن دخترها در اين سن به رعايت حجاب، عدم ارتباط با نامحرم و رعايت ساير نكات فقهي بسيار منطقي و لازم مي نمايد.

همين!        

گذشته اي در كار است!


گذشته، فيلم جديد اصغر فرهادي است.

فيلمي كه صميمي نيست اما فوق العاده تكنيكي و باورپذير است...

انگار اصغر فرهادي به يك جور نسبي گرايي مطلق اعتقاد دارد!... درست مثل "درباره الي" و مثل "جدايي نادر از سيمين"، در فيلم "گذشته" هم، همه شخصيتها در عين محق بودن، مقصرند!


موضوع اصلي فيلم خيانت است!... موضوعي كه اين روزها در سينماي ايران حرف اول را ميزند!... در اين فيلم اما اصغر فرهادي خيانت را با عشق پيوند داده است (شخصيت زن فيلم به عشق شوهر ايرانيش كه تركش كرده با يه مرد فرانسوي كه شبيه شوهرشه ازدواج ميكنه!... البته اين مرد فرانسوي همسري دارد كه در كماست!).... اين زن پيش از آنكه شوهر ايراني طلاقش دهد از شوهر جديدي كه هنوز به صورت رسمي با او مزدوج نشده باردار ميشود!... حالا به درخواست زن، شوهر ايراني آمده تا طلاقش دهد و ادامه ماجرا! 
فيلم بيش از 2 ساعت شما رو با خودش همراه ميكند... از اول تا آخرش شما محو فيلم هستيد... حتي يك سكانس را هم از دست نميدهد!... اما افسوس كه نكات مثبتي از فيلم در ذهن شما نقش نمي بندد!... فيلم مي خواهد بگويد گذشته اي در كار نيست و همزمان بگويد گريزي از گذشته نيست!
تكرار مي كنم: فيلم اصغر فرهادي تكنيكي هست اما صميمي نيست!
ياد جمله حاتمي كيا مي افتم وقتي در نقد جدايي نادر از سيمين و مدح " يه حبه قند" براي ميركريمي نوشته بود:

 کام‌ات شيرين. اگر اين حَبّه قندت نبود، يادمان مي‌رفت کجايي هستيم و با کامِ تلخ در صفِ سفارتِ خرس‌نشان ايستاده بوديم تا از سرزمين هميشه آفتاب‌مان به جبرِ همكار تلخ‌مزاج، همه مهر دروغ بر پيشاني، متقاضي پناه به سرزمين هميشه ابري بگيريم!


بازگشت !

...

بعضی عکسها اونقدر حرف برا گفتن دارن که هر حرفی در حاشیه اونها، حرف اضافه است!

کلمه مرتبط با عکس زیر چیزی نیست جز: بازگشت!... بدون هیچ حرف اضافه ای!!

.

دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با حسن روحانی رئیس جمهور منتخب

....

پ.ن: پستهای احمدی نژادیم تموم نشده!

و من همچنان مبهوت !

...

Amir KHoloosi (1 of 21).jpg

تا بعد...

وقتي احمدي نژاد مرا مبهوت مي كند!

.

بهت به حالتی در مرز هوشیاری و ناهوشیاری همراه با عدم فعالیت روانی آشکار مي گويند و مبهوت در فرهنگ فارسي معين به معني سرگردان و حيرت زده آمده است.

و من به رئيس جمهور كشورم (دكتر محمود احمدي نژاد) كه مي رسم مبهوت مي شوم!...

رفتارهاي احمدي نژاد برايم جذابيت هاي عجيب و فوق العاده اي دارد. ادبياتش مرا متاثر مي كند. او با حرفهاي نوينش بخشي از باورهاي ذهنيم را مي زند! (چيزي شبيه قلقلك ذهني!).  

تازه اين روزها كه زدن احمدي نژاد مد شده، بالعكس جذابيتهايش بروز و ظهور بيشتري پيدا كرده است.

او غيرقابل پيش بيني است. مخالفانش (كه شامل چپ و راست جديد و سنتي كشور مي شوند) نمي توانند برنامه مشخصي براي محصور كردنش داشته باشند! او هر بار زمين بازي را عوض مي كند و مخالفانش را مجبور مي كند در زمين او بازي كنند!

نمونه اش همين آخري!...

يك ماه است رسانه هاي بي شمار مخالف احمدي نژاد گوش ملت را كر كرده اند و فرياد وامصيبتا سر داده اند كه احمدي نژاد در مراسم استاديوم آزادي مي خواهد كانديداتوري مشايي را اعلام كند.

مشايي اما نيامد!...و آن رسانه هاي بي شمار مجبور شدند قضيه را به 70 هزار شركت كننده مراسم سوق دهند!!... و گيرهاي خنده دار و بي ربط به مراسم بدهند.

اين ها را گفتم تا سبك شوم!... مني كه به اصطلاح جزو مخالفين احمدي نژاد قلمداد مي شدم! (خود بزرگ بینی مزمن!)

و الان كمي سبك تر هستم!    

اسفندیار رحیم مشایی و محمود احمدی نژاد

تا بعد...

...

ترسم پریشان کند بسی، حال هر کسی، چشم نرگست، مستانه مستانه....

borna ghasemi-39.JPG

جوگیری تلویزیونی!

...

رو به رشد !!

.

 

جذاب رازآلود!

...

احمدي نژاد تنهاست!... و اين مهمترين نكته در جذابيت محمود احمدي نژاد است.

او با سران قوا متفاوت است... مثل بقيه رفتار ديپلماتيك ندارد... حرف هاي عجيب مي زند.

تا آخر هواي دوستانش را دارد.

حرفهايش كهنه نيست... همه منتظرند تا در هر مناسبت رفتارهاي جديد (وشايد عجيب!) از او ببينند.

او قيمتها را كاهش مي دهد اما خيليها با او مخالفت مي كنند!

او از رجعت چاوز مي گويد... و در اين رجعت ترديد ندارد!

شعارش زنده باد بهار است... (شما شعاري جذاب تر به من معرفي كنيد!)

او شهادت مي دهد كه مشايي دلي دارد همچون آينه پاك و زلال و ايماني دارد به استواري دماوند...

.و ما ادراك مشايي؟.... او قلبی دارد مهربان که عاشق تمام انسان‌هاست... من ندیدم کسی با ایشان بدون اراده خاص و قبلی ملاقات کند و شیفته اخلاق، منش و بزرگی ایشان نشود.

شما این همه جذابیت احمدی نژاد را بگذارید در کنار رازآلود بودن مشایی!... ترکیبی می شود رویایی و شاید رای آیی!! (همان رای آور خودمان!)

سخنرانی اسفندیار رحیم مشایی در مراسم ملی استقبال از نوروز

اصلا بگذار همه گرانیها را پای احمدی نژاد بنویسند!... اصلا بگذار مشایی را منفور معرفی کنند!... اینها چیزی از ارزشهای این ترکیب کم نمی کند!

و همه اینها در شرایطی است که محمود و اسفندیار هنوز آس هایشان را رو نکرده اند!

------------------------------------------------------------------

پی نوشت واقعی: خواب دیدم برگه ای به احمدی نژاد دادم تا امضایش کند. امضایش شبیه امضای من بود. از این واقعه سخت به وجد آمده بودم!

تا بعد...